دیکشنری فارسی

first light

معنی فارسی

اولين طليعه خورشيد فلق صبح افق نجومي سپيده دم

معنی کامل و مثال‌ها

● سپیده دم، فجر، پگاه، سحر

تعریف انگلیسی

noun
  1. the first light of day “we got up before dawn” “they talked until morning”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن