دیکشنری فارسی

first offender

معنی فارسی

متخلف براي اولين بار

معنی کامل و مثال‌ها

● کسی که برای نخستین بار قانون شکنی کرده است، مجرم بی پیشینه

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone convicted for the first time

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن