دیکشنری فارسی

first-class

UKfəːstklɑːs

معنی فارسی

درخورمردم طبقه يک بهترين درجه اول

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_rst´klas´/adj., adv.

● درجه یک، درجه اول

a first-class ticket

بلیط درجه یک

first-class mail

پست سریع

● عالی، ممتاز، خیلی خوب

he is first-class in every thing

او در همه چیز ممتاز است.

a first-class guy

آدم خیلی خوب

● دارای بهترین تسهیلات، با راحت‌ترین وسایل

to travel first-class

درجه‌ی یک سفر کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. very good; of the highest quality “made an excellent speech” “the school has excellent teachers” “a first-class mind”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن