دیکشنری فارسی

first-class

UKfəːstklɑːs

معنی فارسی

درخورمردم طبقه يک بهترين درجه اول

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_rst´klas´/adj., adv.

درجه یک، درجه اول

a first-class ticket

بلیط درجه یک

first-class mail

پست سریع

عالی، ممتاز، خیلی خوب

he is first-class in every thing

او در همه چیز ممتاز است.

a first-class guy

آدم خیلی خوب

دارای بهترین تسهیلات، با راحت‌ترین وسایل

to travel first-class

درجه‌ی یک سفر کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن