first-class
UKfəːstklɑːs
معنی فارسی
درخورمردم طبقه يک بهترين درجه اول
معنی کامل و مثالها
/fu_rst´klas´/adj., adv.
● درجه یک، درجه اول
a first-class ticket
بلیط درجه یک
first-class mail
پست سریع
● عالی، ممتاز، خیلی خوب
he is first-class in every thing
او در همه چیز ممتاز است.
a first-class guy
آدم خیلی خوب
● دارای بهترین تسهیلات، با راحتترین وسایل
to travel first-class
درجهی یک سفر کردن