دیکشنری فارسی

firstling

UKfəːstliŋ

معنی فارسی

نخست زاده (جانوران) نوبر ، نخستين نتيجه

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_rst´liŋ/n.

● (اولین بچه‌ی جانور) نخست زاده، توله‌ی اول

● (اولین محصول) نوبر، پیش رسیده، پیش چین

● (از هر چیز) نخستین

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن