firstling
UKfəːstliŋ
معنی فارسی
نخست زاده (جانوران) نوبر ، نخستين نتيجه
معنی کامل و مثالها
/fu_rst´liŋ/n.
● (اولین بچهی جانور) نخست زاده، تولهی اول
● (اولین محصول) نوبر، پیش رسیده، پیش چین
● (از هر چیز) نخستین