fish-plate معنی فارسی پشت بند پيوند اتصالي واژههای دیگر با معنی «پشت بند» gib پشت بند، ميخ، گره اخته fish plate پشت بند، لبه گير، وصله locknut مهره پشت بند، قراردادن مهره دوم براي، جلوگيري از شل شدن مهره اول back up material مواد پشت بند back up roll غلطک پشت بند backing roll غلطک پشت بند earth retaining wall ديوار پشت بند، ديوار نگهبان خاک ambursen dam سد با پشت بند، سد پشت بند تخت trailer record رکورد پشت بند، مدرک پشت بند flat deck dam سد با پشت بند