دیکشنری فارسی

fisherman

UKfiʃəmən US'fıʃə'mæn

معنی فارسی

ماهي گيري صيادماهي صياد کرجي ماهي گيري

معنی کامل و مثال‌ها

/fish´ǝr mǝn/adj., n.,pl.

● ماهی‌گیر، صیاد (ماهی)

● کشتی (یا قایق) ماهی‌گیری

● ژاکت پشمی درشت باف و یقه اسکی (fisherman's knit هم می گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone whose occupation is catching fish

مترادف‌ها

noun
Fisher, angler.

واژه‌های دیگر با معنی «ماهي گيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن