fishtail
UKfiʃteil
معنی فارسی
نوسان يافتن عقب ماشين در پيچها
معنی کامل و مثالها
/fish´tāl´/vi.
● دم چرخانی کردن (به طرفین حرکت دادن دم هواپیما برای کاستن از سرعت آن)
● (اتومبیل) به چپ و راست حرکت کردن، قیقاج رفتن، ویراژ رفتن
the car fishtailed on the icy road
اتومبیل روی جادهی پوشیده از یخ به چپ وراست لیز می خورد.