دیکشنری فارسی

fissionable

US'fıʃənəbəl

معنی فارسی

قابل شکستن وتقسيم شکافت پذير.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of undergoing nuclear fission “a fissionable nucleous” “fissionable material”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن