fit for use معنی فارسی قابل استفاده سودمند واژههای دیگر با معنی «قابل استفاده» operational قابل استفاده، موثر، داير. utilizable قابل استفاده useable (usable) قابل استفاده، مصرف کردني، بکار بردني. commonable قابل استفاده عموم، مشترک، داراي حق چرادرزمين عمومي reusable قابل استفاده مجدد credit available اعتبار قابل استفاده unavailable water رطوبت غير قابل استفاده reusable program برنامه قابل استفاده مجدد. waterlog غير قابل استفاده شدن (کشتي وغيره)، در اثر چکه و نفوذ اب، از اب خيس شدن. pay dirt خاک زرگري يا خاک معدن قابل استفاده، تحقيقات واکتشافات با ارزش ومفيد، منفعت.