دیکشنری فارسی

fixed charge

معنی کامل و مثال‌ها

● هزینه‌های ثابت (مانند کرایه و بهره و پول بیمه)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a periodic charge that does not vary with business volume (as insurance or rent or mortgage payments etc.)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن