fixed property معنی فارسی اموال غير منقول سرمايه ثابت واژههای دیگر با معنی «اموال غير منقول» real estate broker واسطه املاک، دلال اموال غير منقول real action دعوي غير منقول، دعوي راجع به اموال غير منقول real representative قائم مقامي حقيقي يا واقعي، سمت وراث يا مدير ترکه نسبت به اموال، غير منقول متوفي