دیکشنری فارسی

fizz

USfız

معنی فارسی

فش (صداي فيشفيشه ياچيزي که کف ميکند) ،

هيس ، فيش کردن ، فس کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/fiz/n., vi.

● (صدای فش که از نوشابه‌های گاز دار بر می‌خیزد) فش، پلغ پلغ، فس، وز

● نوشابه‌ی گازدار

● (نوشابه) گاز دادن و فش کردن، کف کردن و گاز دادن، جوشیدن و گاز دادن، پلغیدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. an effervescent beverage (usually alcoholic)
  2. become bubbly or frothy or foaming “The boiling soup was frothing” “The river was foaming” “Sparkling water” “Something ----s”

مترادف‌ها

verb neuter
See fizzle.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن