دیکشنری فارسی

fizz

USfız

معنی فارسی

فش (صداي فيشفيشه ياچيزي که کف ميکند) ،

هيس ، فيش کردن ، فس کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/fiz/n., vi.

(صدای فش که از نوشابه‌های گاز دار بر می‌خیزد) فش، پلغ پلغ، فس، وز

نوشابه‌ی گازدار

(نوشابه) گاز دادن و فش کردن، کف کردن و گاز دادن، جوشیدن و گاز دادن، پلغیدن

مترادف‌ها

verb neuter
See fizzle.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن