دیکشنری فارسی

fizzy

معنی فارسی

جوش زننده جوشنده کف کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/fiz´ē/adj.

(بیشتر در مورد نوشابه‌ی گاز دار) پر گاز و کف، کف آلوده و جوشان

واژه‌های دیگر با معنی «جوش زننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن