دیکشنری فارسی

flag-waving

معنی کامل و مثال‌ها

/flag´wāv´iŋ/n.

● تظاهر به میهن پرستی

● (تحریک عواطف میهن دوستانه از راه پرچم افرازی و گردهمایی و رژه) تعصب انگیزی

● نمایش میهن پرستانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. fanatically patriotic

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن