flagellator معنی فارسی شلاق زننده تازيانه زننده واژههای دیگر با معنی «شلاق زننده» flagellant شلاق زننده، تازيانه زننده، متعصب مذهبي که درقرن سيزدهم خودرا lasher n آبي که از روي سديابندي روان ميشود، بند، سد