دیکشنری فارسی

flail

UKfleil USfleıl

معنی فارسی

گندم کوب خرمن کوب کوبيدن (شلاق) زدن خرمن کوبيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/flāl/n., vt., vi.

● خرمن کوب، دنگ

● (با خرمن کوب) کوبیدن

● (با چوب یا هر چیز خرمن کوب مانند) کتک زدن، (در مورد نهنگ یا ماهی بزرگ و غیره) با دم زدن

● (مثل دم نهنگ یا خرمن کوب) دستان خود را به اطراف تکان دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. an implement consisting of handle with a free swinging stick at the end; used in manual threshing
  2. give a thrashing to; beat hard “Somebody ----s somebody” “They want to flail the prisoners”
  3. move like a flail; thresh about “Her arms were flailing” “Something ----s” “Something is ----ing PP”

واژه‌های دیگر با معنی «گندم کوب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن