دیکشنری فارسی

flair

UKflɛər USflɛə

معنی فارسی

شامه (سگ) بويندگي قوه تشخيص فراست

معنی کامل و مثال‌ها

/fler/n.

● (دراصل) شم، بویایی، قدرت بویایی، قدرت تشخیص

he had a flair for classical music

او شم موسیقی کلاسیک داشت.

● استعداد، فرزامی، ویرایی، قابلیت، ذوق

● (عامیانه) کلاس، رفتار زیبنده، زیبندگی، برازندگی

he did every thing with a flair

او در کارهایش سیلقه و ذوق خاصی به خرج می‌داد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a natural talent “he has a flair for mathematics” “he has a genius for interior decorating”
  2. distinctive and stylish elegance “he wooed her with the confident dash of a cavalry officer”
  3. a shape that spreads outward “the skirt had a wide flare”

واژه‌های دیگر با معنی «شامه (سگ)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن