دیکشنری فارسی

flake (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/flāk/vt.

● رجوع شود به: flak

● (با: out) بخواب رفتن، غش کردن، از حال رفتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن