دیکشنری فارسی

flambé

معنی کامل و مثال‌ها

/fläm bā´/adj., n., vt.

● (خوراک پردازی)

● فلامبه، خوراک غرق در شعله

● دسر شعله ور، پس خوراک شعله ور

● خوراک را شعله ور کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن