دیکشنری فارسی

flannel

UKflænl US'flænəl

معنی فارسی

فلانل (يکجورپارچه پشمي) زيرپوش پشمي درپارچه پشمي پيچيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/flan´ǝl/n., vt.

● (پارچه) فلانل

● رجوع شود به: cotton flannel

● (جمع) جامه‌ی (ساخته شده از) فلانل، زیرپوش کلفت و پشمی

● به فلانل ملبس کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a soft light woolen fabric; used for clothing
  2. bath linen consisting of a piece of cloth used to wash the face and body
  3. (usually in the plural) trousers made of flannel or gabardine or tweed or white cloth

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن