دیکشنری فارسی

flask

UKflɑːsk USflæsk

معنی فارسی

تنگ آزمايشگاه قمقمه

معنی کامل و مثال‌ها

/flask, fläsk/n.

(آزمایشگاه) بطری آزمایشگاه، بالون

بطری کتابی (بطری مشروب که در جیب جا می‌گیرد)، بطری جیبی

(ریخته‌گری فلزات و شیشه‌گری) ظرفی که شن قالبگیری در آن قرار دارد، جلد کتاب

بطری، ظرف شیشه‌ای، فلاسک، دمابان

تعریف انگلیسی

noun
  1. bottle that has a narrow neck
  2. the quantity a flask will hold

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن