flask
UKflɑːsk
USflæsk
معنی فارسی
تنگ آزمايشگاه قمقمه
معنی کامل و مثالها
/flask, fläsk/n.
● (آزمایشگاه) بطری آزمایشگاه، بالون
● بطری کتابی (بطری مشروب که در جیب جا میگیرد)، بطری جیبی
● (ریختهگری فلزات و شیشهگری) ظرفی که شن قالبگیری در آن قرار دارد، جلد کتاب
● بطری، ظرف شیشهای، فلاسک، دمابان
تعریف انگلیسی
noun
- bottle that has a narrow neck
- the quantity a flask will hold