دیکشنری فارسی

flatbottom

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a flat bottom “a flatbottom kettle” “a flatbottomed boat”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن