دیکشنری فارسی

flatfoot

UKfleitfut

معنی فارسی

صافپايي پليس پاسبان

معنی کامل و مثال‌ها

/-foot´/n., pl.

● (صاف و بی‌انحنا بودن کف پا که نوعی نابهنجاری محسوب می‌شود) صاف‌پایی

● (عامیانه) پلیس، پاسبان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a policeman who patrols a given region
  2. a foot afflicted with a fallen arch; abnormally flattened and spread out

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن