دیکشنری فارسی

flatiron

معنی فارسی

اتو.

معنی کامل و مثال‌ها

/flat´ī´ǝrn/n.

● اتو (برای اتو زدن جامه)

تعریف انگلیسی

noun
  1. an iron that was heated by placing it on a stove

واژه‌های دیگر با معنی «اتو.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن