flatling
معنی فارسی
ازپهنازده شده
معنی کامل و مثالها
/flat´liŋ/adv.
● (انگلیس - محلی) از درازا، دراز به دراز، طولا
● از پهنا، از لبهی پهن (مثلا با پهنهی شمشیر به جای لبهی تیز آن) (flatlong و flatlings هم میگویند)
ازپهنازده شده
/flat´liŋ/adv.
● (انگلیس - محلی) از درازا، دراز به دراز، طولا
● از پهنا، از لبهی پهن (مثلا با پهنهی شمشیر به جای لبهی تیز آن) (flatlong و flatlings هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن