دیکشنری فارسی

flatter (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/flat´ǝr/n.

● (شخص یا دستگاه) صاف کن، تخت‌گر، مسطح کننده

● دستگاه تسمه سازی (تسمه فلزی)

● (آهنگری) چکش صافکاری، پتک پولاد کوبی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن