دیکشنری فارسی

flattish

UKflætiʃ US'flætıʃ

معنی فارسی

تا اندازه اي پهن ، نسبتا خنک يابيمزه

معنی کامل و مثال‌ها

/flat´ish/adj.

نسبتا مسطح، صاف‌وار، هموارسان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن