دیکشنری فارسی

flatware

UKflætwɛər US'flæt'wɛə

معنی فارسی

بشقاب ودوري

معنی کامل و مثال‌ها

/flat´wer´/n.

ظروف پهن (مانند بشقاب و سینی)، تخت افزار

قاشق و کارد

تعریف انگلیسی

noun
  1. tableware that is relatively flat and fashioned as a single piece
  2. silverware eating utensils

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن