flavored
UKfləvɔːd
US'fleıvəd
معنی فارسی
مزه وبو ، طعم ، چاشني زدن ،
داراي نکته يالذت کردن ، مزه دارکردن
مزه وبو ، طعم ، چاشني زدن ،
داراي نکته يالذت کردن ، مزه دارکردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن