دیکشنری فارسی

fledgeling

UKfledʒliŋ

معنی فارسی

مرغ تازه پروبال درآورده ، جوجه ، نوچه ،

آدم نا آزموده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. any new participant in some activity
  2. young bird that has just fledged or become capable of flying “a fledgling robin”

واژه‌های دیگر با معنی «مرغ تازه پروبال درآورده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن