دیکشنری فارسی

fleece

UKfliːs USfli:s

معنی فارسی

پشم ، پشمي که دريک وهله ازگوسفندچيده ميشود ،

پشم چيدن ، لخت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/flēs/n., vt.

پشم (گوسفند و حیوانات مشابه)، کرک

the fleece of this sheep is very soft

پشم این گوسفند خیلی نرم است.

مقدار پشم که در هر وهله پشم‌چینی چیده می‌شود، یک چین پشم

هرگونه پوشش پشم مانند (مثلا موی سر)

پارچه‌ی نرم پشمی، پولیش

(گوسفند و غیره را) پشم‌چینی کردن، پشم چیدن

(با پشم پوشاندن) پشم پوش کردن

دزدیدن، کلاه کسی را برداشتن، مال کسی را خوردن

he fleeced the students

او شاگردان را سرکیسه می‌کرد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. the wool of a sheep or similar animal
  2. tanned skin of a sheep with the fleece left on; used for clothing
  3. a soft bulky fabric with deep pile; used chiefly for clothing
  4. outer coat of especially sheep and yaks
  5. rip off; ask an unreasonable price “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody” “They fleece him of all his money”
  6. shear the wool from “shear sheep” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
1. Clip, shear, deprive of fleece.
2. Strip, rob, plunder, despoil, rifle, steal from.
3. Supply with fleece.
4. Cover fleecily, shroud softly, wrap in misty clouds, fold in snow.

واژه‌های دیگر با معنی «پشم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن