fleet (2)
معنی کامل و مثالها
/flēt/vi., vt., adj.
● (در اصل) شناور بودن، روی آب ایستادن
● تند رفتن، (به سرعت) حرکت کردن، (مثل برق) گذشتن
clouds fleeting across the sky
ابرهایی که با شتاب در آسمان حرکت میکنند.
● (قدیمی) ناپدید شدن
● (نادر) وقت گذرانی کردن
● (کشتیرانی) جابه جا کردن (طناب یا قرقره)
● تند، سریع، برقآسا، بادپا
an antelope is very fleet
غزال بسیار تیزپا است.
a fleet-footed runner
دوندهی تندگام (آهو پای)
● (شعر قدیم) زودگذر، ناپایدار