دیکشنری فارسی

flexibly

US'fleksəblı

معنی فارسی

چنانکه بتوان خم کرد ، بطورقابل انحنا ، بنرمي ،

بطورکش دار

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with flexibility “Come whenever you are free,' he said flexibly” “Derived from adjective: flexible”

واژه‌های دیگر با معنی «چنانکه بتوان خم کرد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن