دیکشنری فارسی

flight sister

معنی فارسی

افسر مسئول بهداشت و تغذيه هواپيما

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن