flightworthy معنی فارسی قابل پرواز واژههای دیگر با معنی «قابل پرواز» airworthiness قابل پرواز airworthy قابل پرواز flyable قابل پرواز. flyable dud هواپيماي قابل پرواز، بدون آمادگي رزمي flege پردار، قابل پرواز، مستعد پرواز