دیکشنری فارسی

flippancy

UKflipənsiː

معنی فارسی

سبکي گستاخي بي ملاحظگي چرب زباني حرافي

معنی کامل و مثال‌ها

/flip´ǝn sē/n., pl.

لحن تمسخرآمیز، لودگی، لگام گسیختگی (در گفتار)، شوخ زبانی بیجا، تمسخر

مترادف‌ها

noun
1. Volubility, fluency.
2. Pertness, inconsiderate glibness, unscrupulous smartness, superficial assurance.

واژه‌های دیگر با معنی «سبکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن