دیکشنری فارسی

floating island

معنی فارسی

جزيره شناور ومصنوعي شيريني.

معنی کامل و مثال‌ها

● آبخست شناور (توده‌ای از گیاهان انبوه دریایی که همچون جزیره برآب شناور است)

● (پس‌خوراک) تخم‌مرغ پخته با خامه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن