flocculus
معنی فارسی
غبارمحيط خورشيدي کلف
معنی کامل و مثالها
/fläk´yōō lǝs, -yǝ-/n., pl.
● (تودهی کوچک کرک یا هرچیز کرک مانند) کرک گوی، کرکینه گوی، کرکینه
● (نجوم) رجوع شود به: plage2
غبارمحيط خورشيدي کلف
/fläk´yōō lǝs, -yǝ-/n., pl.
● (تودهی کوچک کرک یا هرچیز کرک مانند) کرک گوی، کرکینه گوی، کرکینه
● (نجوم) رجوع شود به: plage2
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن