flock (2)
معنی کامل و مثالها
/fläk/n., vt.
● (گلولهی کوچکی از پشم یا پنبه یا هرچیز مشابه آن) پشمگوی، کرک گوی، موگوی، گلولهی مو، کرکینهگوی، پشم انباشت
● (پس ماندهی پشم و پنبه و غیره که با آن مبل و تشک و غیره را پر میکنند) پرکنه، لایی، آکنه، آگنش، آگنه، پنبه کهنه
● (نقش برجستهی روی پارچه و کاغذ دیواری و غیره که از الیاف پرز مانند درست شده است) پرزه، خواب
● رجوع شود به: floc