دیکشنری فارسی

floor leader

UKflɔːrliːdər

معنی فارسی

رهبر فراکسيون هاي مجلس.

معنی کامل و مثال‌ها

● (امریکا) نماینده‌ای که در صحن مجلس رهبری نمایندگان حزب خود را به عهده دارد

تعریف انگلیسی

noun
  1. the legislator who organizes his party's strategy

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن