دیکشنری فارسی

floozy or floozie

معنی کامل و مثال‌ها

/flōō´zē/n., pl.

● (خودمانی) زن بدنام، جنده (floosy هم می‌نویسند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن