دیکشنری فارسی

flora

UKflɔːrə US'flɔ:rə

معنی فارسی

همه گياهان يک سرزمين ، گياه نامه ، الهه گل ،

گل پرور

معنی کامل و مثال‌ها

/flôr´ǝ, flō´rǝ/n. pl.

● (همه‌ی گیاهان محل یا دوران بخصوص) گیا، گیاگان، فلور، گیاهان

the flora of Africa

گیاگان افریقا

flora and fauna

گیا و زیا

● (گیاه‌شناسی) فهرست توصیفی گیاگان

● اسم خاص مونث

● (اسطوره‌ی روم) دارگونه‌ی گل‌ها، فلورا

تعریف انگلیسی

noun
  1. all the plant life in a particular region or period “Pleistocene vegetation” “the flora of southern California” “the botany of China”
  2. (botany) a living organism lacking the power of locomotion

مترادف‌ها

noun
Plants (of a country), vegetation, vegetable life.

واژه‌های دیگر با معنی «همه گياهان يک سرزمين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن