florescence
UKflɔresns
معنی فارسی
موسم شکوفه هنگام گل شکفتگي گل
معنی کامل و مثالها
/flō res´ǝns, flǝ-/n.
● گلآوری، فصل گل دادن، شکوفایی
● (مجازی) دوران فر و شکوه، رونق
during that century Persian literature reached its florescence
در آن سده ادبیات فارسی به شکوفایی رسید.