دیکشنری فارسی

florescence

UKflɔresns

معنی فارسی

موسم شکوفه هنگام گل شکفتگي گل

معنی کامل و مثال‌ها

/flō res´ǝns, flǝ-/n.

گل‌آوری، فصل گل دادن، شکوفایی

(مجازی) دوران فر و شکوه، رونق

during that century Persian literature reached its florescence

در آن سده ادبیات فارسی به شکوفایی رسید.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن