floriform معنی فارسی گل مانند بشکل گل واژههای دیگر با معنی «گل مانند» anthoid گل مانند، شبيه به گل ochry مانند گل پرش ochraceous مانند گل اخري catkin آرايش نگيني يا تسمه اي، گل بيد مشک و مانند آن rosaceous از خانواده گل سرخ، شبيه گل سرخ.، وردسان silty لاي مانند، لاي گرفته، گلماسه گرفته snowberry اقطي گل درشت.، ميوه ي سفيد و توت مانند اينگياه ochroid شبيه گل اخري، اخرا مانند، اخرا گون petaline گلبرگي، وابسته به برگ گل، مانند گلبرگ calycine وابسته به کاسه ي گل، کاسگل مانند