دیکشنری فارسی

flotsam

US'flɔtsəm

معنی فارسی

کالاي اب اورده اب اورد تخم تازه صدف

معنی کامل و مثال‌ها

/flät´sǝm/n.

(تکه‌های کشتی غرق شده و محمولات آن، که روی آب شناور است) آب آوردگان، آب آورد، کشتی پاره، تخته پاره

خرت و پرت، آت و آشغال، خرده‌ریز

آدم بیکاره (که مرتب از جایی به جایی می‌رود)

* flotsam and jetsam

1- تکه‌پاره‌های کشتی غرق شده و محمولات آن که قبلا برای نجات کشتی به آب ریخته شده است، محمولات و تخته‌پاره‌های شناوربرآب 2- خرت و پرت، چیزهای بدردنخور یا وازده، آشغال ماشغال 3- آدم‌های بیکار و سرگردان، وازده‌های اجتماع، آوارگان

مترادف‌ها

noun
(also flotson)
Floating wreckage.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن