flotsam
US'flɔtsəm
معنی فارسی
کالاي اب اورده اب اورد تخم تازه صدف
معنی کامل و مثالها
/flät´sǝm/n.
● (تکههای کشتی غرق شده و محمولات آن، که روی آب شناور است) آب آوردگان، آب آورد، کشتی پاره، تخته پاره
● خرت و پرت، آت و آشغال، خردهریز
● آدم بیکاره (که مرتب از جایی به جایی میرود)
* flotsam and jetsam
1- تکهپارههای کشتی غرق شده و محمولات آن که قبلا برای نجات کشتی به آب ریخته شده است، محمولات و تختهپارههای شناوربرآب 2- خرت و پرت، چیزهای بدردنخور یا وازده، آشغال ماشغال 3- آدمهای بیکار و سرگردان، وازدههای اجتماع، آوارگان
مترادفها
noun
(also flotson)
Floating wreckage.