flounce (2)
معنی کامل و مثالها
/flouns/n., vt.
● (دوزندگی) چین، والان، پلیسهدار، پف کرده و چیندار (مانند برخی آستینهای قدیمی)
● چیندار کردن، والاندار کردن، پلیسهدار کردن
/flouns/n., vt.
● (دوزندگی) چین، والان، پلیسهدار، پف کرده و چیندار (مانند برخی آستینهای قدیمی)
● چیندار کردن، والاندار کردن، پلیسهدار کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن