floundered
UKflaundəd
US'flaundəd
معنی فارسی
(يکجور) ماهي پهن درگل تقلاکردن تپيدن باب زدن دست وپاکردن
(يکجور) ماهي پهن درگل تقلاکردن تپيدن باب زدن دست وپاکردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن