flow control UKfloukɔntroul معنی فارسی کنترل جريان واژههای دیگر با معنی «کنترل جريان» maximum control current جريان کنترل حداکثر gill-type flap فلپي در پشت موتور براي کنترل جريان هوا circulation control مدار کنترل حرکات، کنترل جريان آب، کنترل چرخش و يا گردش کالاها يا پول anti-balance tab بالچه اي که روي سطوح کنترل که در جهت، انحراف سطح اصلي منحرف شده و گشتاور لازم، براي انحراف سطح را افزايش ميدهد و حرکت variable-discharge turbine توربين گازي که جرم جريان آن توسط شيرها، يا دريچه هايي کنترل ميشود و قدرت توربين، را با ارتفاع و متغيرهاي ديگر سازگارميکند