دیکشنری فارسی

flowchart

UKflauwtʃɑːt

معنی فارسی

روندنما نمودار گردشي روندنمايي نمودار گردش کار شماي عملياتي

معنی کامل و مثال‌ها

/-chärt´/n.

● نمودار گردشی، نمودار گردش کار، روندنما

تعریف انگلیسی

noun
  1. a diagram of the sequence of operations in a computer program or an accounting system

واژه‌های دیگر با معنی «روندنما»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن