fluctuated
UKflʌktʃueitid
US'flʌktʃə'weıtıd
معنی فارسی
بالاوپايين رفتن تغييرکردن ثابت نبودن مواج بودن دودل بودن
بالاوپايين رفتن تغييرکردن ثابت نبودن مواج بودن دودل بودن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن